خاطرات طنین کوچولو

اولین سونوگرافی

بخاطر داروهایی که مصرف کرده بودم، همه ش نگران بودم نکنه بارداری ۳/۴ قلو داشته باشم.  برای اولین سونوگرافی رفتیم قم. صدای تپش های قلبت توی اتاق پیچید و من کلیییی ذوق زده شدم. همه منتظر بودند که باخبر بشن از چندتا بودنت😁 خاله سادات گفت به محض بیرون اومدن بهم زنگ بزن. از دکتر پرسیدم مطمئن یدونه جنین هست؟  و ایشون با اطمینان حضورت رو اعلام کرد. ولی به بابا اجازه ورود به اتاق و شنیدن آهنگ دلنشین قلبت رو ندادند. خوش اومدی دخترک خوش قلب من
13 مهر 1402

دوران باداری

دقیقا عصر روز ورود پرنیان به مدرسه و جشن عاطفه ها بود که من آزمایش دادم و حضورت برامون قطعی شد. از اومدنت کلییی خوشحال بودیم ولی تصمیم گرفتیم فعلا به خواهر جون نگیم تا زمان زیادی انتظار نکشه.
30 شهريور 1402